دير زمانى است كه دوران غيبت حضرت مهدى(عج), روزنه اى براى سـوء استفاده طاغوتيان و مستكبـران هر عصـرى قـرار مـى گـرفته و ـ با تاءسف فراوان ـ برخى ساده لوحان دور ازبينـش و بصيرت نيز همنوا با قـدرت هاى ستمگـر, ظاهـرى زيبا و فـريبنـده از گفتار آنان را گـرفته, نه تنها خـود, بلكه بسيـارى ديگـر را نيز دچـار غفلت و گمراهى مى كنند.
آنچه در دستـور كار استعمارگران در كشـورهاى اسلامـى بـراى رواج تفكر واژگونه اى در باره ((قضا و قدر)) و تـوجيه شيوه حكـومتهاى غاصب با عبارت ((اينها همه از طرف خداست و چاره انديشى در ايـن مـورد بى فايده است.)) و يا ارايه سخنانى در باره ((تزييـن بهشت و دوزخ در مقـابل ديـدگان مسلمانان و ايـن نكته كه شما مكلف به امور زندگى دنيا نيستيد و در پىآن تـوسعه دادن حلقه هاى تصـوف و تشـويق افراد به روحيه زهد و كناره گيرى از دنيا))..., هدفـى جز دميدن روحيه خمودى, سستى و بى حالى در برابر ظلـم و ستـم نبـوده است.
در دهه هاى اخير شيـوه هاى جديدى در دوران غيبت ارائه مـى شـود كه پـىآمـدهاى آن به دورى از مسـووليت سنگيـن هريك از ما در برابر خداوند, اولياى الهى و جامعه اى كه در آن زندگى مى كنيـم, خـواهد بـود. ايـن راهكـارهـاى انحـرافـى كه به طـور عمـده از افكــار تئوريسينهاى استعمارى و جـاسـوسهاى كهنه كار و آشنا به افكـار و عقايد مسلمانان تراوش مـى كنـد, به دنبال گشـوده نگه داشتـن راه چپاول و غارت ذخاير فكرى, فـرهنگـى و اقتصادى جامعه هاى مختلف ـ بويژه مذهب پـويا, زنده و بالنده شيعى ـ بـوده و با لعاب ظواهر مذهبـى سعى در رخنه هميشگـى و مانـدگار در افكار, آداب و رسـوم ملى مذهبى مسلمانان دارد.